تبليغاتX
وبلاگ توسط مدیر وب حذف گردید

وبلاگ توسط مدیر وب حذف گردید

انگار مصلحت این است که این سرنوشت جای دیگر از سر...نوشته شود 

جایی فراتر از دنیا...

 

این وبلاگ برای همیشه بسته شد...


رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی به جز گریز برایم نمانده بود
رفتم نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو.مگو که چرا رفت ننگ بود
از پرده ی خموش و ظلمت چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یک باره راز من...
رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابه لای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
آزرده از ملامت و وجدان گریختم
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله ی آتش زمن مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان زگفته ها...


((گاهی باید رفت تا جاویدان ماند))



این را از بی تو گریان به یادگار داشته باشید که :

 

مولایم علی علیه السلام فرمود : هرکه بدی را واگذارد درهای نیکی بر رویش باز می شود.

غررالحکم صفحۀ 821

 

من گذشتم

شما هم حلالم کنید

 

فاطمه ( فاطیما ) یک عقیده بود که همچنان در صحنه حضور خواهد داشت ...

هیچ ضربه ای به این عقیده ای که روز به روز بیشتر منتشر میشه وارد نشده است ...

 

اگر کسی با نام من براتون نظرات بی ربط گذاشت من نیستم!!!

اگر مشاهده کردید لطفا به نزدیک ترین کسم گزارش بدید www.rahayamkon.blogfa.com

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت توسط


آخرين مطالب
» 

 Design By : Pichak